مبینا عسل

نوشته هایی از دل ، برای عشقم ،مبینا

براي ثمره ي زندگيم ، مبينا

خدايا همه ي بچه ها رو برا پدر مادراشون نگه دار

 

خدايا ،

چنان كن سرانجام كار

تو خوشنود باشي و ما رستگار

  

خدايا از تو اين هديه رو گرفتم و از تو مي خوام كه برام حفظش كني .

خدايا به تو مي سپارمش.

دختر نازم

 

تولدت مبارک مبیناطلا

طلا تولدت که 2آبان بودمبارک.برات جشن کوچولویی گرفتم امابخاطرفوت پسرعمومختصربود.تولدمنم 12بود!!عاشق خودتومحیام.من به قربون رفتارات بامحیاکه میگی محلش نذارتاآدم شه!خیلی حرفادارم.انشالاسرفرصت.عاشقتونم.نه..عاشقتونیم منوبابایی..فداتون.
14 آبان 1393

دختران من

سلام به همه دوستان گلم.به چندتا دوست عزیزم که در غیابم احوالپرسم بودن.ماخوبیم.زندگی سرشارازعشق.والبته پرازاذیتهای شیرین و کودکانه دختران عزیزم.مبیناطلاومحیاگلی.که علیرغم اصرارای مبیناجونم که میگفت اسمشورونیکابزاریم بالاخره محیاگذاشتیم که انشالازنده باشه به عشق امام حسین
14 آبان 1393

بدون عنوان

سلام به گل دخترم و همه ی دوستا ی گلم .شرمنده به دلیل یک سرىی مشکلاثت یه مدتی نیستم از همسه  اكلتماس دعا دارم.
27 آذر 1392

بدون عنوان

سلام به گل دخترم و همه ی دوستا ی گلم .شرمنده به دلیل یک سرىی مشکلاثت یه مدتی نیستم از همسه  اكلتماس دعا دارم.
27 آذر 1392

تولدت مبارك ، با تاخير

تولدت مبارك فرشته ي كوچولوي من سلام دختر نازم و همه ي دوستاي خوب منو مبينا جون. عذر تقصير بابت تاخير. دخترم ، تقريبا سه هفته ي پيش كه رفتيم اهواز تا الان من وقت نكردم برات چيزي بنويسم ، ديگه به دليل يك سري مشكلات ، از جمله اينكه بابا جون به خاطر مشكلي كه داشت عمل كرد و من و شما كلي اهواز اذيت شديم با وجود اينكه خدارو شكر دو تا عمه و عمو واقعا تنهامون نزاشتن ، احتمالا ني ني هم خيلي اذيت شد ، روز يكشنبه 28 مهر بابات به اتاق عمل رفت و خدارو شكر عملش خوب بود . البته منو تو كلي ناراحت شديم والبته كاراي ديگه كرديم كه واقعا يه كم زشت بود ديگه . تو كه اينقدر بي تابي كردي !!!!!!!!!!! البته واقعا سخت بود و سخت گذشت ولي به خير گذشت ....
13 آبان 1392

بدون عنوان

سلام به گل دخترم وهمه ي دوستاي خوبم. اين پست رو در حالي برات ميزارم كه مادرت روزش رو با دلتنگي شروع كرده.فقط بيدار شدم و هنوز چشمام بسته بود كه قيافه معصوم و مظلوم معصومه صادقي يكي از دوستان خوبم  درحال كتاب خوندن به ذهنم اومد و حسابي افكارم آشفت و دلم تنگ شد براش و دلم گرفت از اينكه هنوز مشكلاتش حل نشده .  خدايا بهش كمك كن . نمي دونم چرا با وجود اينهمه دعايي كه من هميشه در حقش مي كنم و از همه ي دوستان هم مي خوام براش دعا كنن باز ..........  بگذريم . زيباي من اين چند روز همبه خوبي سپري شد و تو گل دختر من وابستگيت به من روز به روز بيشتر مي شه و من نمي دونم خوشحال باشم يا ناراحت . راستش رو بخواي ...
27 مهر 1392

مبيناي شيرين

دختر نازم ،‌سلام. چند روزه مي خوام برات بنويسم ولي اينقدر كارام زياده كه وقت نمي كنم.در حال تكميل خونمون هستيم و كمداي اتاقتو كامل كرديم و به جا عروسكي خوشكل هم براي تو درست كرديم و خيلي كاراي ديگه.ما يه كم سرمون شلوغه و تو حوصلت سر مي ره و من ناراحتم از اينكه تو تنهايي . حتي با وجود ا. ماشالا هزار ماشالا روز به روز خانوم تر و عاقلتر مي شي و ديگه كم كم اذيتهات داره تموم مي شه . ولي بايد يه فكري به حال اوقات بيكاريت بكنم . فكر مهد رو كردم ولي هنوز تصميم قطعي نگرفتم . دلم ميسوزه كه من تو خونه باشم و نتونم اونطور كه بايد بهت برسم . ولي چيكار كنم . تو بچه اي و بچگي مي خواي . منم حاضرم براي درست به بار آوردن تو هر كاري كنم. ...
21 مهر 1392

روز كودك به همه ي عزيزانمون مبارك

فرشته ي زيباي من سلام‌،‌ روزت مبارك عزيز دلم . هميشه من با تاخير ميام.تو كه مي دوني ما چقدر گرفتاريم . الهي دورت بگردم كودك من . چقدر من دلم ميخواد تو هميشه خوش باشي.  نه اون چيزايي كه خودم مي خواستم و نشد ، نه ، دوست دارم اونطوري باشي كه خودت مي خواي و هميشه آرزو مي كنم آرمانهات خيلي والا باشن .و انشاءالله با توكل به خدا و اراده خودت و  تلاش ما براي خوشبختيت به همشون برسي . به خدا مي سپارمت     ...
17 مهر 1392

مبينا عسل ، هديه ي بزرگ خدا به ما

گل من سلام . شرمندتم كه خيلي وقتها كوتاهي مي كنم و خاطرات خوبت رو ثبت نمي كنم . زندگي هميشه شيرين نيست ،‌ شايد هم اين نظر ماست و هر چيزي كه خلاف ميلمونه رو تلخ مي بينيم . ولي به هر حال من سعي مي كنم مواقعي برات بنويسم كه سرشار از خوشي باشم تا حس خوش بودن رو تو بعدها در خاطرات ثبت شدت ببيني . فداي لحظه هاي قشنگي بشم كه با هميم ،‌چند روزه كه ماشينمون خراب شد و اين ابو قراضه حسابي خرج برداشت و فكر كنم با وسيله هايي كه بابات براش خريد ميشد يه ماشين ديگه ساخت!!!! چه سخته بي ماشيني. پس از اين به بعد خانوم گل من ماشيناي شاستي بلند وخيلي خيلي ... رو كه مي بيني ديگه نگو بابا از اينا مي خوام !!!! به همين پرايد فكستني خودمون قناعت كن كه از سرم...
13 مهر 1392

دنيا چه با تو زيباست.......

گلم سلام . عزير دلم ، اول از همه فداي لحظه لحظه هايي بشم كه تو با مايي . بعد هم مثل هميشه خدا رو شكر مي كنم ، به خاطر اينكه تو رو به ما داد تا طعم واقعي دوست داشتن رو بچشيم و بدونيم كه داشتن يك فرزند خوب و سالم چه نعمت بزرگيه و انشاءالله قدرشو خوب بدونيم. چند شب پيش كه تو خواب بودي و من و بابايي مثل هميشه تمام لحظات رو در مورد تو حرف مي زنيم ، من در مورد يه چيزي خيلي نگران بودم و تمام كارهايي رو كه براي ايمن بودنت كردم رو بررسي كردم و هنوز هم نگران بودم ،‌ كه بابات گفت پناه بر خدا ، ديگه هر چي خودش بخواد . و من اون لحظه چه آرامشي پيدا كردم . خوش يحال بابات كه اينقدر آرومه و من اگه به زبون از خدا كمك مي خوام ،‌اون قلبا بهش...
8 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مبینا عسل می باشد